خبر

به قلم عبدالرحمن دیه جی؛ مشکل انتشار اخبار ترکمن صحرا در رسانه های فارسی زبان ایران

7

عبدالرحمن دیه جی:

بخش اول:  چرا اخبار ترکمن صحرا در رسانه های فارس زبان منتشر نمی شود؟

این سوالی است که هراز گاه بچه های ترکمن صحرا که حقیر هم جزوی از آنها هستم از بنده می پرسند و از ما به عنوان اهل قلم انتظار دارند که برای انعکاس اخبار ترکمن صحرا بیشتر تلاش کنیم.

در پاسخ به این سوال و تقاضا، باید عرض شود که عدم انتشار اخبار ترکمن صحرا در رسانه های فارس زبان دلایل گوناگونی می تواند داشته باشد. می خواهم اول با انتقاد از خودمان شروع کنم. ضرب المثل ترکمنی می گوید : « آغلامادیق اوغلانا اممه یوق/ بچه ای که گریه نکند پستانی برایش نیست.»  بنابر این در وحله اول مسئول انعکاس صدای ترکمنها در مطبوعات ملی و جهانی خود ما هستیم! براستی چند نفر از ما ترکمنها برای انعکاس صدای مردم مظلوممان دست به قلم می بریم؟ تا به حال چند مقاله و خبر نوشته ایم؟ آیا طیف وسیعی در این حیطه تلاش می کنند یا افراد بسیار اندکی که همه به آنها چشم دوخته اند و آنها هم چون دو دست بیشتر ندارند نمی توانند به جای همه کار کنند.

مشکل دوم ما  این است که خانواده های ترکمن نسبت به بقیه اقوام محافظه کارتر شده اند که علت آن هم ظلمهایی است که در طول چهل سال گذشته بر ترکمنها رفته و آنها را به توسرخوری عادت داده است. بچه هایشان زندانی می شوند، شهید می شوند، اما به خاطر تهدیدی که از سوی حاکمیت انجام می گیرد حاضر نیستند صدای خود را رسانه ای کنند. به عنوان مثال دو هفته گذشت تا ما فهمیدیم که جوانی دانشجو به اسم «نوید بادپا» از روستای «کوچک خرطوم گنبد»، در طی تصادف کشته نشده بلکه پس از دستگیری در تظاهرات تحت شکنجه جان سپرده است. شهادت نوید افکاری را جهان شنید اما شهادت نوید بادپای ترکمن را غیر از ترکمنها و اندک سایتهای اینترنتی فارس زبان کسی نشنید. حتی در بین ترکمنها جوانمرگهای دیگری نیز هستند که مرگشان بسیار مشکوک است و اخبار حقیقت ماجرای آنها فعلا به بیرون درز نکرده است. ولی خبر شهادت «نوید بادپا» به طریقی درز کرد. خبر دستگیری جوانان کنشگر ترکمن چون ناصر توسلی، مهربان سلاق ، حلیمه شیر محمدلی، عاطفه زیتونلی نیز شنیده شد. پس از آن آیا ما ساکت نشسته ایم؟ آیا د ر موردشان خبر و گزارش ننوشته ایم؟ به رسانه ها ارسال نکرده ایم؟ ما هر چه که باید اهل قلم انجام می داد انجام دادیم. اما آیا رسانه های فارس زبان در چنین مواقعی همکاری لازم را با ما کردند؟  متاسفانه خیر. جز تعداد بسیار اندکی که از آنها در بخش دوم این نوشته یاد خواهم کرد.

بخش دوم:  رسانه های فارس زبان همکاری لازم را برای انعکاس اخبار ترکمنها نمی کنند

بنده اولین نشریه رسمی ترکمن صحرا را در سال ۱۳۷۶ منتشر کردم، به همراه دوستان فداکاری که همواره در کنارم بودند. چون می خواستم کمبودی از ترکمنها را پر کنم. ۲۲ سال نشریه را منتشر کردیم و بعد تعطیلش کردند. الان هم شخصا خیلی سعی کردم که صدای ترکمنها را به رسانه های فارس زبان برسانم. در سالیان گذشته برای خیلی از رسانه ها اخبار و حوادث ترکمن صحرا را فرستاده ام. خبرهایی در مورد بازداشت روشنفکران و اهل قلمان ترکمن، اعتراضهای دسته جمعی ترکمنها، قتلهایی که سوی مامورین حکومتی انجام شد و … اما عجیب این که کمترین گوش شنوا را از میان رسانه های فارسی زبان پیدا کردم. خیلهایشان که اصلا ایملهایشان را هم نمی نویسند که برایشان مطلب بفرستیم. آنهایی که دارند انگار نه انگار کسی برایش مطلبی فرستاده… دراین مدت فقط سایت «اخبار روز» بود که نوشته های ما را بی چون و چرا منتشر می کرد. با آن که آنها را از نزدیک نمی شناسم، هزار درود برایشان می فرستم و تمام ترکمنها هم باید قدر چنین رسانه های آزاد اندیش را بدانند. اخیرا سایت حقوق بشر ایران «هرانا» نیز گزیده و مختصری از ا خبارمان را مخصوصا اخبار بازداشتیها را به شکل گزینشی می آورد که دستشان درد نکند؛  گاها «شبکه جهانی کلمه» هم که بیشتر مخاطبانش اقوام و اهل سنت هستند به موقع بررسی مسائل اهل سنت ایران در مصاحبه ها عنایتی به ما دارد (مخصوصا استاد ابراهیم احراری که خداحفظشان کند) و ممنونم از «محمد مهدوی فر» گرانقدر که این اواخر از انتشار اخبارمان را در کانال تلگرامیش دریغ نمی ورزد.  غیر از اینها از میان نشریات فارسی زبان رسانه ای ندیدم که از نوشته هایمان کسی حمایت کند. تو گویی اصلا ترکمنها در ایران نیستند و دنیای آنها و ما متفاوت است. البته در این شرایط استفاده از چنین جملاتی هم میل قلبی بنده نیست. چون خیزشی که اکنون درایران آغاز شده خیزش تمام ماست. همه باید یکدل و یکصدا به دور از مذهبگرایی و قوم گرایی این خیزش را پیش ببریم. جوانهای ترکمن نیز در حد توان خود چند بار به میدان آمده اند و خیلیهایشان به زندان افتاده اند که اسم همه آنها نیز در دست ما نیست. اما آنهایی هم که می دانیم و نوشتیم متاسفانه انعکاس خوبی در رسانه های فارسی زبان نداشته است. البته همان طورکه در اول نوشته ام بیان کردم میزان انعکاس صدای ما به نحوه برخورد و کمیت و تعدد اعتراضات ما نیز بستگی دارد. برای همین انتظار ندارم که مثلا «شهید نوید بادپای» ترکمن به قدر شهید «نوید افکاری » بتواند در رسانه های ملی جای باز کند اما از این در شگفتم که حداقل جا را هم به ترکمنها نمی دهند. شاید به این خاطر که در میان انبوه خبرها اخبار ما گم می شود، شاید هم مردم ما به اندازه کافی فریاد نمی کنند و خون نمی ریزند که جنبه خبری خوبی پیدا کند. اما اینجا دو سوال پیش می آید. این رسانه ها حتی قبل از خیزش عمومی ایران  نیز حوادث ترکمن صحرا را چون تحصن و اعتراض جمعی ترکمنها به آزار جنسی  یک دخترترکمن از سوی یک مدافع حرم و یا قتل جوانی ترکمن از سوی مهاجرین تحت حمایت جمهوری اسلامی، پوشش نمی دادند و یا خیلی سطحی رد می شدند که شاید از فرهنگ کلیشه ای رسانه ایشان نشأت می گیرد و یا از نگاه مرکز گرایانه شان. یعنی اگر یک نفر در مرکز کشته شود خبر آن را با تمام قدرت منعکس می کنند اما اگر بخواهند همان کار را در حق اقوام بکنند، باید صدها نفر از آنها به قتل برسند. خب ما  ترکمنها حداقل دراین دوره فعلا به آن درجه قتل عام شدن نرسیده ایم. کشته شدن یک نفر و بازداشت شدن چند نفر از میان ما هم برای مرکزگرایان رسانه ای گویا چندان اهمیتی ندارد. 

بنده به عنوان یک اهل قلم با بیش از سی اثر چاپ شده در ایران و ترکیه و ترکمنستان در طول ماههای گذشته روشهای متفاوتی را برای انتشار اخبار ترکمنها امتحان کردم. به عنوان مثال برای تلویزیون «ایران اینترنشنال» به شماره تلفنی که اعلام می کنند از طریق واتساپ خبرها را هم به شکل نوشتاری فرستادم هم فایل صوتی هم فایل ویدئویی که هیچ وقت یک کلمه آنها نیز استفاده نشد.

بالاخره با یکی از دوستان که با آن کانال تلویزیونی ارتباط داشت، این  موضوع را در میان گذاشتم تا شاید از این طریق کانالی به آن کانال بزنیم. دوست ما لطف کرده و تلفن بنده را به یکی از مجریان آنها داده بود. همین سه چهار روز قبل بود که ساعت دو شب می رفتم بخوابم که از واتساپم تماس گرفتند و گفتند که از ایران اینترنشنال هستند. گفتند دو ساعت دیگر برنامه داریم و اگر آماده ام در برنامه شرکت کنم. اول نخواستم بپذیرم چون بیدار ماندن تا چهار صبح کار ساده ای نبود مخصوصا این که باید فردا صبح سر کار هم می رفتی. اما با خود گفتم ماههاست که انتظار چنین فرصتی را می کشی. از این فرصت برای انعکاس صدای ترکمنها استفاده کن. تنبلی نکن که این فرصتها همیشه پیش نمی آید. پذیرفتم. در طول دو ساعت عکس شهدا و زندانیان ترکمن را آماده کردم و در کامپیوترم طوری چیدم که بتوانم به موقع مصاحبه با تلفنم آن را نیز نشان دهم. بالاخره ساعت 4:20   صبح به وقت ترکیه تماس گرفتند و  نوبت حضور بنده هم رسید. اما می دانید سوالی که از من کردند چه بود؟! همان موقع اخبار تظاهرات سراسری ایران را در اکران برنامه تلویزیونیشان داشتند  و مجری از من می خواست که تحلیلی در مورد آن ارائه کنم. موضوعی که هیچ ارتباطی با ترکمن صحرا نداشت. جا خوردم. به زور خودم را جمع و جور کردم  و گفتم : البته بنده انتظار سوالهایی در مورد ترکمن صحرا داشتم و بعد برای این که برنامه خراب نشود بدون آمادگی قبلی تحلیلی نه چندان خوب ارائه دادم.

بعدا که با آن دوست معرفی کننده موضوع را در میان گذاشتم فهمیدم که نگو که آن مجری، اشتباهی با من تماس گرفته بود. آن دوست ما که بنده را معرفی کرده بود، در همان موقع مطلب دیگری را هم برایش فرستاده بود. مجری جای این دو را اشتباه گرفته بود. یعنی اصلا قصدش این نبود که در مورد ترکمن صحرا بپرسد.

روز بعد از واتساپ به شکلی محترمانه به ایشان توضیح دادم و گفتم که اگر ممکن است در فرصتی چند دقیقه هم به مسائل ترکمن صحرا وقت بدهید. انگار نه انگار دیده و خوانده باشد، نه صدایی نه جوابی. حداقل ادب دو کلمه پاسخ دادن را هم رعایت نکرد.

بله دوستان!  این است حال و روز ما ترکمنها در رسانه های فارسی زبان ( غیر از آن دو سه تایی که عرض کردم). این نوشته را هم می خواهم برای خیلی از رسانه ها بفرستم. فکر نمی کنم آن را منتشر کنند. اما حداقل چندی از آنها نگاهی سطحی هم که شده به آن خواهند داشت. اما دنیا بزرگ است اگر سایتهای فارسی زبان منتشر نمی کنند به ترکی استانبولی و آذربایجانی و ترکمنستانی و حتی انگلیسی خواهیم نوشت که حداقل به گوش ایرانیان هم که نرسد به گوش جهانیان صدایمان برسد.

اما یک موضوع را نباید فراموش کرد. نوشتن تمام حوادث ترکمن صحرا کار عده ای انگشت شمار نیست. همان طور که در اول نوشته ام گفتم ضعف را باید اول در خودمان بجوییم و نسبت به رفع آن اقدام کنیم. باز بر می  گردم به همان ضرب المثل ترکمنی : بچه ای که نگرید برایش پستان نیست. امروز مردم ایران در کوچه ها و خیابانها می گریند که به پستان آزادی برسند ما هم قرار نیست همیشه گرسنه بمانیم. حرکتی اگر در بین ما هست که البته که هست باید بر شدت آن افزوده شود. به امید روزهای خوب برای کل مردم ایران.

***

دکتر عبدالرحمن دیه جی rahmandieji@yahoo.com

در باره نویسنده / 

امید بایندری

کنشگر و مدافع حقوق بشر

مطالب مرتبط

اطلاعیه ها

درباره سایت

در این وب سایت و در شبکه های اجتماعی , مدافعان حقوق بشر تورکمنصحرا به کمک شما عزیزان تلاش می کنیم تا صدای مردمی که از دیرباز مورد ظلم و ستم بوده و هستند رو به گوش جهانیان برسانیم.
تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حيثيت و کرامت و حقوق با هم برابرند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يکديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند.

ما در شبکه های اجتماعی نیز در کنارتان هستیم